هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

69

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

گروههاى رزمى مشركان كه پىدرپى به سوى او يورش مىبردند دفاع مىنمود . اين در حالى بود كه مهاجران و بيشتر انصار از گرد پيامبر گريخته و يكى از مهاجران گفت چه كسى بنزد ابن ابى سلول مىرود تا براى ما نزد ابو سفيان شفاعت كند . و در آن لحظه انس بن نضر از كنارشان گذر كرد و به آنان گفت برخيزيد و بر سر آنچه پيامبر بخاطر آن مرد بميريد ، زيرا اگر محمد مرد پروردگار محمد نمرده است . و به سوى كارزار رفت و جهاد نمود تا آنگاه كه نيزه‌ها و شمشيرها او را در خود بلعيدند ، و آنان نشسته بودند و انديشه‌اى جز اينكه چه كس از ايشان نزد ابو سفيان و لات و عزى كه ابو سفيان مىپرستيد شفاعت خواهد كرد نداشتند . ( 1 ) غزالى در صفحه 277 كتاب خود حديث مسلم را شاهد آورده كه در آن مىگويد : پيامبر ( ص ) در روز احد در ميان هفت تن از انصار و دو تن از قريش تنها ماند . و چون مشركان به وى يورش آوردند فرمود چه كسى در ازاى بهشت آنان را از من دور مىسازد ؟ مردى از انصار پيش آمد و پيكار كرد تا كشته شد . مشركان دوباره بازگشتند و به آن حضرت حمله كردند ، باز حضرت فرمود : چه كسى در ازاى بهشت آنان را از من دور مىكند ؟ و همين‌گونه يك به يك پيكار كردند تا هر هفت تن كشته شدند . درحالىكه غزالى مىداند كه آن دو مرد قرشى كه بودند و اينكه يكى از ايشان على بن أبي طالب ( ع ) بود ، آنچنان كه بيشتر منابع مورد اطمينان به آن تصريح كرده‌اند و ما برخى از آنچه را در اين زمينه گفته‌اند يادآور شديم ، ولى عقده‌هاى بازمانده او را از بيان نام وى بازداشته است مبادا براى او نسبت به كسانى كه از گرد پيامبر گريختند و به كوهها پناه بردند امتيازى باشد . من انتظار داشتم غزالى كه سيرهء پيامبر بزرگوار اسلام را مىنگارد حق را پىجوئى كند ، هر جا كه بيابد و در هر جهتى كه باشد ، نه اينكه بكوشد حقايق را در جهت مصالح كسى كه مورد نظر و علاقهء اوست بگرداند . ( 2 ) در هر حال حدود هفتاد نفر از مسلمانان در كارزار احد كشته شدند ، و خداوند براى آنان افتخار شهادت را مقدر نمود تا آنكه به آنچه پيامبرش به